تبليغاتX
«مسافر شهر عشق...»



دنیا را که به دونیم کردند ..........ما قسمت زمین ماندیم...........

...و تو قسمت آسمان ..........و حال آنقدر تنهاییم...............

می خواهیم زمین و آسمان را...........

"برای همیشه به هم بدوزیم...."

 

+ بازم دلم نوشته:  Mon 22 Dec 2008،،، 12:43  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سلام عزیزای دل

مدتها بود که نتونستم تو وبلاگ بنویسم

کار آپ کردن و نوشتن مطالب هم که به خانمم محول شده بود اما میخواستیم که با هم اینجا رو اداره کنم که ...

که مدتی به خاطر سانحه ای که برام پیش اومد مدتی تو بیمارستان و بعد هم تو خونه بستری شدم و الان دیگه آخرین روزای استعلاجیمو دارم میگذرونم و دیگه حالم بهتر شده و حالا دیگه قراره برم سر کار

امیدوارم که دیگه مشکلا ت قبلی نباشه و بتونیم حضور بیشتری داشته باشیم

ضمن اینکه از خانم بسیار مهربون و عزیزم ممنونم که تو این مدت از من پرستاری کرد و الان بهبودی کامل پیدا کردم (آخه خانم من پرستاره)

از وقتی که ازدواج کردم وقعاْ شرمنده ی مهربونیا و خوبیاش شدم و میخوام همینجا از همه ی کارایی که برام کرده و حتی از وجود پر برکتش که همه ی زندگیمو تحت الشعاع قرار داده تشکر کنم.

تولدش رو هم تبریک میگم و آرزو میکنم که همیشه ی زندگیش پر از شادی و خوشی باشه .

ضمن اینکه چند روز دیگه یه جشن میگریم و با دعوت همه دوستا و آشناهامون و فامیل میخوام حداقل ذره ای از خوبیهاشو جبران کنم ، و همینجا بگم که عزیزم بینهایت دوست دارم

+ بازم دلم نوشته:  Sun 7 Dec 2008،،، 16:58  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب) 



سلام

 بزودی ما میایم !!!!!!!!

+ بازم دلم نوشته:  Wed 1 Oct 2008،،، 23:56  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب) 



سلام به همه دوستای عزیزم

بازم سلام

دیگه وقتشه که یه بار دیگه همه ی دوستای عزیز و مهربون رو اینجا کنار هم مثل قبل ببینیم

از همتون دعوت میکنم که باز کنار هم باشیم و روزای گذشته رو تکرار کنیم

موفقیت شما آرزوی منه و امیدوارم شاد باشین و سربلند

شعر زیر رو دوست عزیزمون "نرگس" تقدیم کردن به علی تقی زاده گرامی . معذرت بخاطر اینکه دیر شد ، امیدوارم ناراحت نشده باشی

مسافر شهر عشق... SunsetPassenger.Blogfa.com

+ بازم دلم نوشته:  Sat 31 May 2008،،، 23:48  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سلام

یه سلام گرم به همه ی بچه های گل و دوستای نازنین

میدونم که مدتهاست وبلاگ به هم ریخته و همین امر هم باعث شده که دیگه مثل قبل به اینجا سر نزنین

حق دارین ، راستش یه کم گرفتاری منو از وبلاگ دور کرد

تو این مدت خدا خیلی بهم کمک کرد و به همه چی رسیدم، دیگه وقتشه که یه تغییراتی تو همه چی بدم و با یه روش جدید وبلاگ نویسی رو ادامه بدهم

راسش هیچوقت یادم نمیره که ۲۵ ژانویه ۲۰۰۵ وبلاگم جزء ده وبلاگ برتر از طرف "فنز" انتخاب شد، میخوام با کمک شما دوستای خوبم و پیشنهادای شما دوباره تو وبلاگ نویسی موفق بشم

هر پیشنهادی داریم لطفاْ دریغ نکنید، با گوش دل میشنوم و مطمئناْ روش حساب میکنم

در ضمن امیدوارم حضور گرمتون رو از اینجا دریغ نکنین

ممنونم

+ بازم دلم نوشته:  Sat 3 May 2008،،، 23:48  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



http://bonyanalam.persiangig.com/flash/bahar_techno.swf" width="435" scale=noscale height="290">

+ بازم دلم نوشته:  Mon 24 Mar 2008،،، 11:36  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

این شعر از دوست خوبم "منیژه" بود که لطف کردن و میل کردن
این شعر برای عزیزترینشون سروده شده، برای شادی روحش یه فاتحه بخونید.
در ضمن دوستانی که تو پست قبل کامنت گذاشتن جوابشونو دادم، بخونید عزیزای من
+ بازم دلم نوشته:  Thu 6 Mar 2008،،، 1:3  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سلام

خوبین دوستای عزیزم ؟؟؟

از امروز اومدم تا بعد از ۶، ۷ ماه دوباره اینجا رو راه اندازی کنم

از همه شما معذرت میخوام اگه کامنتاتون بی جواب موند و پاسخی ندادم

اصلاْ نت نمی اومدم

به خاطر یه سری مسائل نمیشد بیام

امیدوارم باز هم مثل قبل شاهد حضور گرم و پر مهر شما دوستای نازنین اینجا باشم

قدوم پر محبت شما رو چشای ما ...

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 29 Feb 2008،،، 19:28  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سلام

وبلاگ خواهران گلزار که هک شده بود از این پس با آدرس جدید، و با همان عنوان <خواهران همیشگی گلزار>((کلیک کنید)) ، آخرین اخبار مربوطه را در اختیار علاقه مندان قرار میدهد.

از صمیم قلب امیدوارم که موفق باشید.

 

(این هم از تقاضای لیلای عزیز، خواهر خوبم که خواسته بود آدرس جدید رو تو وبلاگ بزارم)

+ بازم دلم نوشته:  Mon 22 Oct 2007،،، 22:38  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب) 



 

مسافر غروب http://SunsetPassenger.Blogfa.com

مسافر غروب http://SunsetPassenger.Blogfa.com

+ بازم دلم نوشته:  Sat 15 Sep 2007،،، 21:53  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سلام دوستای مهربون و گلم

تو این چند وقته ( تو چند تا پست آخر) اصلاً حال و روز خوبی نداشتم و واسه همین نمیتونستم آپ کنم و کم می‌اومدم. 18 مرداد تونستم باز یه بار دیگه به مشهد مقدس برم و حرم امام رضا رو زیارت کنم ؛ رفته بودم تا ازش گله و شکایت کنم و بهش بگم چرا وقتی که تو اسفند 85 رفتم پیشش هیچکدوم از حرفامو نشنیده!!! ، اما وقتی وارد حرم شدم و تو اون همه جمعیت و شلوغی تونستم براحتی به ضریح بچسبم، گله یادم رفت و چیز خواصی نتونستم ازش بخوام و فقط برای بقیه دعا کردم و ... ؛ واسه همه‌ی شما دوستای مهربون و عزیزم (علی، یه خواهر، باران، علی خطیبی، sue، مستانه، ساره، سورنا، بید مجنون، مجید، یاسمن و مژده، ماورای عشق(جعفر)، آبجی منیژه، فرزانه، نجمه، لادن، مهشید، لیلای بی مجنون، آقا سعید، سلطان قلبها، نقطه چین، محمد، المیرا، بهناز، لیلوا، غریبه، مینا، زهرا شریف، و ...) که تو این مدت تنهام نذاشتین هم دعا کردم و از همتون واسه محبت‌هاتون ممنونم ، دیدن جعفر عزیز و علی گل هم تو مشهد خیلی واسم جالب بود و خاطره‌ی شیرینی برام رقم زد ؛ به خصوص که جعفر قراره بیاد و اینجا در خدمتش باشم. جواب کامنت‌های پست قبلی رو هم تو کامنت‌های این پست میدم؛ دوستای گلی که شرمندم کردن حتماً بخونن؛ التماس دعا دارم، یادتون نره.

مسافر غروب (خسته‌ام)  http://SunsetPassenger.Blogfa.com

+ بازم دلم نوشته:  Sat 25 Aug 2007،،، 23:25  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



مسافر غروب http://SunsetPassenger.Blogfa.comاز همه ی دنیا خسته شدم   http://SunsetPassenger.Blogfa.com

 

+ بازم دلم نوشته:  Thu 19 Jul 2007،،، 13:1  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

گوش کن

صدای وزش باد را می شنوی ؟

صدای ساز تنهایی ام را که از بین شاخه های کاج های بلند اندوهم شکسته و نا موزون به صدا در آمده ؟

می شنوی صدای خش خش سایش قطره ی اشکی را روی گونه ای مرطوب؟!

این منم !! قطره ای از رنج مجسم!

این موسیقی ؛موسیقی تکراری اندوه های شبانه ام است !!
می شنوی ؟!؟!

مسافر غروب (مسافر شهر غمم ... )

به سراغ من اگر می آیید

                   آسوده خاطر بیایید

                                         دگر نیازی نیست که آهسته بیایید

       چون مدتی است که شکسته

                                                چینی نازک تنهایی من

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 22 Jun 2007،،، 0:6  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

 مي نويسم...

 آري من از تومي نويسم

 

 از عشق برايت مينويسم ...

 

تا تو باور كني چقدر

 

دوستت دارم

 

 عشق را معنا مي كنم ...

 

    تا تو بفهمي...

 

 معناي عشق من تويي

 

من زندگي ميكنم

 

تا تو بداني...

 

براي تو زنده ام

 

       (*** اي تمام زندگيم دوستت دارم***)

 

 

مسافر غروب >>>>  برای تمام زندگی

 

 

                   با خودم عهد بستم

 

                 بارديگركه تورا ديدم

 

                     بگويم ازتودل گيرم

 

                                               ولي باز تورا ديدم

   

                      و گفتم: بي توميميرم

 

 

 

+ بازم دلم نوشته:  Sun 20 May 2007،،، 14:46  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



مسافر غروب http://SunsetPassenger.Blogfa.com

همه چيز گاه اگر تيره مي نمايد...

 

     باز روشن مي شود زود،

 

تنها فراموش مكن اين حقيقتي ست:

 

                    باراني بايد تا رنگين كماني برآيد...

 

  وليموهايي ترش تا شربتي گوارا فراهم شود،

 

                                         و گاه روزهايي در زحمت،

 

             تا كه از ما انسانهايي تواناتر بسازد،

 

خورشيد دوباره خواهد درخشيد،

 

                                     زود، 

     

+ بازم دلم نوشته:  Fri 11 May 2007،،، 1:6  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

TinyPic image

با تو يک پنجره

و تبسم يک بوسه که می تواند

در کوچه باغ طراوت

                     ديوار من وتو

با پروردگار عشق باشد

   با تو وبرای چشمهای تو

            که تبسم ستاره ها را طلوع ميکند

                                                       چشمهای تو

                          خواب تاريک چراغهای خاموش را

روشنايي می دهد

+ بازم دلم نوشته:  Wed 25 Apr 2007،،، 11:44  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سال نو مبارک Happy New Year

سلام دوستای گلم

اومدم که بگم سال نو مبارک

واقعاْ از ته دل و صمیمانه امیدوارم سالی سرشار از خوشی و مهربونی داشته باشین

امیدوارم تو سال جدید غما از یاد برن و شادی جاشونو بگیره

برا همتون دعا میکنم .

(التماس دعا)

تقدیم به تو ....

تقدیم به سفیر آرزوها .........!!!

 

+ بازم دلم نوشته:  Mon 19 Mar 2007،،، 11:44  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سلام

حالتون خوبه بچه ها ؟؟؟ راستش دلم واسه اين وبلاگ و همه ی شما تنگ شده بود و واسه همين دوباره

 اومدم .

گفته بودم اگه اينبار بيام با خبرای خوش می آم !!!

آره سر قولم هستم ؛ تو اين مدت خبرای زيادی بود؛ راستش اين آپ برای سال جديد بود و ايشاالله خبرای

 خوب رو سال 86 می دم ؛ البته اگه قرار شد سال خوبی باشه و من بيام و ....

پس فعلاً بای و به اميد روزای خوش

منتظر کامنت های زيبای همه ی شما هستم

مسافر غروب

 

وقتی می گم دوست دارم حرفهامو باور نداری

تا که می گم عاشقتم پا رو نفسهام می زاری

با هر نفس تو لحظه هام تو روکنارم می بينم

چی می شه که فقط يه بار به من بگی دوست دارم

عشق منی عمر منی آتيش به جونم می زنی

بگو بگو دوسم داری بگو تنهام نمی زاری

تا ببينم عاشفی رو توی چشامای ناز تو

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 16 Mar 2007،،، 11:52  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



شب یلداتون مبارک (نویسنده : صابر)

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 22 Dec 2006،،، 14:26  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

نمیدوم شاید خداحافظ

                     شاید دیگه نیومدم و شاید باز اومدم

                                          نمیدونم ، هیچی معلوم نیست

      اگه اومدم که بدونین با خبرای خوب میام

اگه هم نیومدم که خوش به حال اونایی که دوس ندارن من باشم

                           میرم و شرمو کم میکنم بچه ها

زیاد منتظر نباشین !!!   چون خیلی احتمالش کمه که شرایطم خوب بشه و من برگردم

                                    امیدوارم منو ببخشین واسه همه چی ، اگه اذیت کردم حلالم کنید  

    خیلی دوستون دارم

                                                          بد جوری به دعا هاتون نیاز دارم

                                           شاید واسه همیشه خداحافظ

                                   دلم برایت تنگ است .........

                          همیشه دلتنگم .......

                                                        اما ...........

                 اما امروز از همه بدترم .........

                      زیرا دریا نغمه سرایی میکند و آواز سر میدهد ...........

همراه با دل شکسته ام .................

                                                    که ......

                زندگی من به    تو وابسته است ...

                                       و از اعماق وجود فریاد میزند ......

                    که ........

تا ابد منتظرت میمانم فرزند آسمان .............. !!!!!!!!

 

 

+ بازم دلم نوشته:  Wed 6 Dec 2006،،، 21:34  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

سهراب !!!

          گفتي چشم ها را بايد شست ،

                                                شستم ولي .....

          گفتي جور ديگر بايد ديد ،

                                                ديدم ولي .....

          گفتي زير باران بايد رفت ،

                                                رفتم ولي .....

          ولي او نه چشمهاي خيس و شسته ام را ...

                                                          و نه نگاه ديگرم را ...

                                                                             هيچكدام را نديد !

          فقط در زير باران ،

                             با طعنه اي خنديد و گفت :

                                                          < ديوانه ي باران نديده > ...

 

سلام به همه ي دوستاي گل و نازنينم ، يه مدت من كمتر نت ميومدم و يكي از دوستام اينجا رو آپ ميكرد ؛ اما حالا من اومدم تا از اين به بعد خودم دوباره مطالب اينجا رو بنويسم .

از اين به بعد ديگه اينجا من هستم و يه دل ديوونه كه فقط يه هدف تو زندگيش داره 

اون هدف هم چيزي نيست جز < آسموني > .

بعداً ميگم آسموني كيه !!!   ميخوام سوپرايز بشه .

 

""""" التماس دعا """""

 

 

+ بازم دلم نوشته:  Wed 22 Nov 2006،،، 14:59  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



در نهانخانه ی جانم

                       گل ياد تو درخشيد 
                                           باغ صد خاطره خنديد
                                                                   عطر صد خاطره پیچید 

   

بي تو قامت نحیف شب بو ها حتی زیر باران می شکند. بي تو هیچ رودی به فکر دریا شدن نیست. بي تو تمام پرستوهای عاشق بی آشیان می شوند. بي تو حتی ماه هم در شبهای تنهایی ام رغبت نمی کند سری به من بزند. بي تو هوای چشمانم همیشه بارانی است.

پس تو ای مهربانم! خودت بگو چگونه معنایت کنم تا شرمنده یاسهای سپید نگاهت نشوم؟ با کدامین نام بخوانمت تا زنبقهای وحشی از من دلگیر نشوند "آسموني" ؟!!! .......

شقایق به یمن قدمهایت سر بر می آورد. خورشید به حرارت نام توست که هنوز می تابد و آسمان دلتنگ توست و هق هقش را نثار زمین می کند. تا ابد نامت را با افتخار فریاد می زنم.

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 3 Nov 2006،،، 10:16  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 تقدیم به ستاره ی آسمونی قلبم

"خدایا" مرا وسیله "صلح و آشتی" خود قرار ده ؛
تا آنجا که "نفرت" است , حامل "عشق" 
جائی که "
خطاکاری و بدی" است , حامل "گذشت
جائی که"
نفاق" است , حامل "یکرنگی
"
جائی که "
نادرستی" است , حامل "درستی
"
جائی که "شک" است , حامل "
یقین
"
جائی که "
نا امیدی" است , حامل "امید
"
جائی که "
تاریکی" است , حامل "نور
"
و در جائی که "
غم" است , حامل "شادی
" باشم ,
پروردگارا !
کمکم کن ؛ تا بجای "تسلی خواهی" , "تسلی" دهم ,
                بجای "درک شدن" , درک کنم,
زیرا ؛
              پیدا شدن , درگرو گم شدن است ,
و با بخشش دیگران , خود بخشوده میشویم ,
و در مرگ , حیات جاودان پیدا میکنیم.
------------------------
در ازای نیم نگاهش جونمو میدم ! خودش میدونه که راست میگم , واسه من دعا نکنید , واسه اونائی که هنوز حضورشو باور نکردن دعا کنید, آی عاشقا !...

+ بازم دلم نوشته:  Sun 15 Oct 2006،،، 1:21  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



حلول ماه مبارک رمضان بر مسلمین مبارک
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

وقتی عاشق زندگی هستيد
از ديد يک عاشق به دنيا نگاه می کنيد.
وقتی با ديد عشق همه چيز را بنگريد،
متوجه زيبايی در هر چيزی می شويد،
و در هر لحظه دستخوش تعجب و شگفتی شده،
عشق را در همه چيز جستجو می کنيد
                                          
    <<  باربارا  >> 
  
                                   

پيش‌ از آن‌كه‌ واپسين‌ نفس‌ را برآرم‌،
پيش‌ از آن‌كه‌ پرده‌ فرو افتد،
پيش‌ از پژمردن‌ آخرين‌ گل‌،
برآنم‌ كه‌ زندگي‌ كنم‌
برآنم‌ كه‌ عشق‌ بورزم‌،
برآنم‌ كه‌ باشـم‌...
 

              «مارگوت‌ بيكل‌»

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 29 Sep 2006،،، 14:18  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



انا لله وانا اله راجعون

سلام دوستان عزيزم

متأسفانه بدليل فوت يكي از آشنايان نميتونم آپ كنم

انشاا... بعد از چند روز ميام وآپ ميكنم

براي شادي روحش فاتحه اي بخونيد لطفاً

ممنونم

 

+ بازم دلم نوشته:  Mon 11 Sep 2006،،، 8:50  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



عید مبعث پیامبر اعظم مبارک

سلام دوستای گلم ، امیدوارم که تو این روز عزیز ما رو هم از یاد نبرید و برام دعا کنید

آرزوی روز خوش و شاد و همراه با شادکامی رو براتون دارم و دعا میکنم دل های مهربونتون هیچوقت آلوده به غم نشه

همتون رو دوست دارم و منتظر نظراتتون هستم

 
آري 
   من آن ستاره ام، كه فراموش گشته ام
  و بي طلوع گرم تو در زندگانيم    
خاموش گشته ام
 

 

اینو هرگز نمی دونم
دیگه بسمه شکستن

 
+ بازم دلم نوشته:  Tue 22 Aug 2006،،، 10:38  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



سلام به دوستاي گل ، نازنين و .....

امروز اومدم که جواب اونایی رو بدم که میخوان بدونن چرا به من دارن تبریک میگن ، بابا من خودمم خبر ندارم

بابا اين حرفا چيه اين مدت دارين ميزنين ؟ يه سری ميان و تبريك ميگن و كلي اختشاش دارن درست ميكنن

به خدا منم نميدونم  كه اين عده چه تبريك ميگن !!!!!!!!!

بابا دومادي كدومه ؟؟؟ كي مياد دخترشو بده به ما آخه

آخه منيژه خانم اگه خبري بود كه ميگفتم ، ميدوني كه ما بترس نيستيم و از شما دادن نيترسيم

در هر حال ما كه از خدامونه كه ..... 

اما بي خيال شين بابا منو چه به اين حرفا !!!!

اي اسماي بد جنس ، اين جوجو همون دوست صميمي خودته ديگه ،  راستي اسما تو كه با آقا ... داري ازدواج ميكني چرا پنهون ميكني ؟؟؟

من كه حاضرم خودمو بد بخت كنم  و از دخترا يكي رو بگيرم اگه سراغ دارين بسم الله

راستي ميتونين تو قسمت پايين كامنت بذارين چون اين مطلب به اون مربوطه

دوستتون دارم فعلاً باي

+ بازم دلم نوشته:  Sat 19 Aug 2006،،، 17:26  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب) 



Tanha.

فردا شاید بمانم
شاید ،
_ اما نگاهی دگر ،عشقی دگر و شایدم دردی دگر _
 
 
به دور دست ها خواهم رفت
آشنا ، آنچه که دیگران نمی دانند :
 
می آیم ، همچون کرمی در گلوی تو
می آیم ، تا دردها یت را بر انگیزم
می مانم، تا در نگاه تو ذوب شوم
می آیم ، از کهکشان تا جاودان در کنار ستاره ها
می مانم، برای جنگیدن
 _و تو حیوانی سخت و ناتوان ، به ستیز با من خواهی آمد
و من لبخند زنان سرنوشت را زیر پیراهنم پنهان خواهم کرد

Lov31

وقتی تو نیستی شب وروز فرق نداره
اسمون فریاد میزنه ولی برق نداره
میدونی چرا شدم اسیر اون چشات
نجابتی داری که هیچ بانوی شرق نداره

 


اگه کسی نگاش کنه دنیا رو حیرون میکنم
اونقدر اه می کشم تا همه رو حیرون بکنم
اخه اون همه عمر رو دنیای منه
فکر نکن عشقشو از دلم بیرون می کنم


وقت رفتن از غمش بی تاب شدم
پرسید شیخ این است رسم وفا
ساکت ماندم وبی جواب شدم 

 

 

+ بازم دلم نوشته:  Mon 14 Aug 2006،،، 11:45  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



رهگذر عاشق

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته


برای گم کردن خویش
رها شدن از کم و بیش
برای در خود گم شدن
جدا از این مردم شدن


بهانه ی گریه می خوام
بهانه ی فریاد زدن
بیا تو باش ای مهربان
بهانه ی گریه ی من


از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته


از من دیگه هیچی نمونده
یه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هوای گریه س
گونه هامو بارون پوشونده


ابر غمم بارون نمی شه
درد سکوت درمون نمی شه
بخون برام از پشت شیشه
درد سکوت درمون نمی شه


از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

 

 

                                         

+ بازم دلم نوشته:  Mon 31 Jul 2006،،، 19:6  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



dehkadegamm

 

وقتی گریه کردم گفتند بچه ای

 وقتی خندیدم گفتند دیوونه ای

 وقتی جدی بودم گفتند مغروری

 وقتی شوخی کردم گفتند سنگین باش

وقتی حرف زدم گفتند پرحرفی

وقتی ساکت شدم گفتند عاشقی

حالا هم که عاشقم می گویند : 

گناهه

                  

+ بازم دلم نوشته:  Sat 29 Jul 2006،،، 13:10  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

خدا حافظ

از اینجا که پر از غمه خسته شدم میخوام برم

قلبـــمو کـه دادم به تو دیـگـه باید پس بگیــــرم

موندن هرگز، خدا حافظ


خداحــــــافظ ، دیگــه رفتــم ، پایــان ثانیه منــــم

هر جایی ساعت ببینم ، عقربه هـاشو میشکنم

حتی نشد واسـه یه بار من بدی هـاتو خوب کنم

خورشید کشتم که دیگه خودم بجاش غروب کنم

دل میسوزه

ازم نخوام بیشتر از این اسیر این قفس باشم

هیچی نمونــده از دلم خاکستـــــــر دوآتیشم

ریزم ریزه، دل می سوزه

 

خسته شدم

دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام

بارون غصه انگـــــاری می باره تو تـرانه هام

عاشق بودم ، خسته شدم

 

خسته شدم           ،           دیگه میرم           ،           گریه نکن

 

دل ، بیــــــــا بریــم ، از عشــق دیگــه نـگـیـــــم

                درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم

                                دل ، بیــــــــا بریــم ، از عشــق دیگــه نـگـیـــــم

                                              درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم

 «حامد هاکان»

 

+ بازم دلم نوشته:  Mon 10 Jul 2006،،، 16:5  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



بچه های گل و دوست داشتنی

من شاید به خاطر درسام نتونم آپ کنم ، آخه امتحانا نزدیکه ، اگه یه وقت نیومدم منو ببخشید و برام دعا کنید که امتحانامو خراب نکنم

اگر هم دوست داشتید تو متن پایین نظر بدین

قربون همتون ، تا اطلاع ثانوی بای

دوستتون دام و به خدا میسپارمتون

+ بازم دلم نوشته:  Sun 21 May 2006،،، 17:35  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب) 




زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي كردن را ، تنها به
 
زندگي ، سالهاي عمر را افزوده ايم نه زندگي را به سالهاي عمرمان.
 
بيشتر خرج مي كنيم اما كمتر داريم بيشتر مي خريم اما كمتر لذت مي بريم .
 
ما تا ماه رفته و برگشته ايم ، اما قادر نيستيم براي ملاقات همسايه جديدمان
 
از يك سوي خيابان به آن سو برويم .


 
بيشتر مي نويسيم اما كمتر ياد مي گيريم ، بيشتر برنامه مي ريزيم اما كمتر
 
به انجام مي رسانيم .
 
فضاي بيرون را فتح كرده ايم اما نه فضاي درون را ،‌ ما اتم را شكافته ايم
 
اما نه تعصب خود را .

 
عجله كردن را آموخته ايم ، نه صبر كردن را .
 
درآمدهاي بالاتري داريم اما اصول اخلاقي پايين تر ، فرصت بيشتر اما
 
تفريح كمتر ، درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر ، منازل رويايي اما خانواده اي
 
از هم پاشيده ......
 
زندگي فقط حفظ بقا نيست ، بلكه زنجيره اي از لحظه هاي لذت بخش است
 
زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد و جاهايي را كه دوست

 
داريد ببينيد ، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين كنيد .
 
عباراتي مانند : يكي از اين روزها و روزي را از فرهنگ لغت خود
 
خارج كنيد .


 
 بياييد نامه اي را كه قصد داشتيم ، يكي از اين روزها بنويسيم همين
 
امروز بنويسيم .
 
بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم كه چقدر آنها را دوست داريم .

 
هيچ چيزي را كه مي تواند به خنده و شادي شما بيفزايد به تاخير نيندازيد .
 
هر روز ، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نمي دانيد كه شايد
 
آن مي تواند *آخرين لحظه* باشد .


 

+ بازم دلم نوشته:  Wed 17 May 2006،،، 11:36  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



بودنم را هيچ کس باور نداشت
         هيچ کس کاري به کار من نداشت
                      بنويسيد بعد مرگم روي سنگ
                           با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ
                                 او که خوابيده ست در اين گور سرد
           بودنش را هيچ کس باور نکرد
 
 
 
 
کاش چشمانمان اینقدر باز بود که می توانستیم زشتیها و زیباییها را باهم ببینیم
 
 
*********
يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد

خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را

يادم باشد كه روز و روزگار خوش است

وتنها دل ما دل نيست

يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر وجواب
دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم

يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم
و براي سياهي ها نور بپاشم

يادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگيرم
و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست

يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن

به دنيا آمده ام … نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
….
يادم باشد زندگي را دوست دارم

….
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان
بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود

زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد
+ بازم دلم نوشته:  Sat 13 May 2006،،، 16:14  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



نمی دانی تو ...
دلم آینه درد است نمی دانی تو
کلبه ام ساکت و سرد است نمی دانی تو
بی تو سردترین خاطره ها می دانند
فصل هایم همه سرد است نمی دانی تو
دیر سالیست که در دست جنون چون مجنون
دل من بادیه گرد است نمی دانی تو
عاشقم کردی و رفتی و کنون با دل من
غم عشق تو چه کرده است نمی دانی تو


 
 
مشرق عشق
در مشرق عشق دشت خورشید تویی
در باغ نگاه ، یاس امید تویی
در بین هزار پونه آنکس که مرا
چون روح نسیم زود فهمید ، تویی


 

در خيال روزي سبز
هر صبح پنجره را مي گشايم
وهر غروب بغضم را با تمام
قناريها قسمت ميكنم
و بر برگ برگ شقايقهاي عالم مينويسم دوستت دارم
و ميدانم كه قلب شقايق ها را خواهي خواند
بي تو من مي ميرم
بي تو من مي گريم

*******************************************************

سلام دوستای گلم

میخوام یه روش کار رو تغییر بدم  ، آخه بعضی ها میگن که دانلود بذار

یه سری میگن عکس بذار

یه سری میگن ...

خلاصه هر کی یه چیزی میگه

حالا به نظز شما چی بذارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منتظر نظراتتون هستم ، حتماْ نظر بدین .

 

+ بازم دلم نوشته:  Wed 26 Apr 2006،،، 16:56  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



چون یه مصاحبه از دی جی مریم (محشر ) گذاشتم ، گفتم حداقل این آخری رو هم که از ایران خارج شده بذارم ، شاید جالب باشه
 
چند هفته پيش دي جي مريم از ايران خارج شد و حالا با اينكه در خارج از كشور هست اما بيشتر ازش خبر داريم...
 


 
مريم دی جی دختر نوجون و شاديه ، البته وقتی ديدمش خيلی سرو حال نبود و اتفاقات چند ماه گذشته و مهاجرت دمقش کرده بود. يک لنز سبز گذاشته بود و با کلاه لبه دار و موهای دم خرگوشی يکی ، دو تا از آهنگهای جديدش رو اجرا کرد.
اونجا فهميدم که عجب صدائی داره و سالها تعليم ديده و واقعا ًهر وقت اراده کنه می تونه بزنه زير آواز و به بهترين وجهی يک ترانه رو بخونه....
خوبی دی جی مريم؟
قربونت برم.
توی هفته گذشته کلی سوال از طرف بچه ها و طرفدارهات به دست ما رسيده. پدرام از دبی پرسيده "الان در کدام کشور هستيد؟" ميتونی اين رو به ما بگی.
من خارج از ايران هستم ...!
پرسيدن که بعد از تصميم خارج شدنت از ايران، ميخوای کجا بری؟
فعلاً مشخص نيست. اما به احتمالی ميرم آمريکا، لوس آنجلس. چون اونجا ايرانی های بيشتری هستن و می تونم کار موسيقيم رو ادامه بدم.
ميخواستم بدونم شايعات مبنی بر دستگيری و زندانی شدن شما درست بوده يا نه؟" اصلاً برامون بگو شايعات چی بوده؟
شايعه بود که ناخن دی جی مريم رو کشيدن و زبونشو بريدن! ولی نه، تمامی اينها شايعه بوده و صحت نداره. زندانی و دستگير هم نشدم. تنها بازجويی شدم.
مثل اينکه يک مدتی هم توی خونه غير مستقيم حبس بودی، درسته؟
بله. اصلاً نمی تونستم بيرون برم و هيچ فعاليتی بکنم. به خاطر همين همش توی خونه بودم. فشارهای عصبی باعث شده بود که گوشه گير بشم.
هنوز هم بر اين باور هستی که تنها برای خانوم ها ميخوانی؟
نه. چون وقتی توی ايران بودم شرايط به اين صورت بود که می تونستم فقط برای خانم ها کنسرت بزارم. ولی اينجا فرقی نداره و شرايطش فرق ميکنه.
هم اکنون شما آلبومی را در دست تهيه داريد؟
بله. يک آلبوم جديد به سبک تکنو دارم که با خودم آوردم.
پس آهنگ های "مترسک" و "دزد دريايی" هم جزو اين آلبومه، درسته؟
بله. اما اون موقع که اين آهنگ ها رو از بی بی سی پخش کردين هنوز ميکس نهايی نشده بود. اين هست که اين آهنگ ها توی آلبوم جديد يک مقداری فرق داره.
دوست دارم خودت رو معرفی کنی، همون جوری که هميشه خودت رو معرفی می کنی ...
من محشر، فرزند زمين، پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش، خواهرم آب که معروف شدم به دی جی مريم!
منظورت از اينکه ميگيد من دختر زمين هستم پدرم خورشيد مادرم باد ...چيست؟
پدر من يک فرهنگخانه توی ايران داره و کارهای فرهنگی ميکنه. پردم به مدت نه سال روی يک پروژه مطالعاتی درباره ايران و فرهنگ ايرانی کار کرد و درباره همين موضوع ، کتابی با عنوان "پدرم خورشيد ، مادرم زمين ، برادرم آتش ، خواهرم آب" نوشته. من هم از کوچکی به اين جمله علاقه داشتم و خودم رو اينجوری معرفی می کنم.
تو خودت اين چيزهای فلسفی رو باور داری؟
پدرم هر چيزی بگه من قبول دارم!
به به، اين که شد مرد سالاری!!!
نه! چون پدرم رو خيلی دوست دارم و حرفهايی که ميزنه برام خيلی اهميت داره!
يعنی اگر بگه ديگه تلفن استفاده نکن، ديگه استفاده نميکنی؟
نه ديگه! اين رو استفاده می کنم! ( با خنده )
راستی جريان تيپ "مو محشری" چيه؟ چون الان می بينم که موهات رو دم خرگوشی بستی و کلی هم روبان رنگی زدی به دو طرف موهات.
من توی کنسرت هام به خاطر ريتم موزيک هام که جوون پسنده، يک تيپ نوجوانی می زدم که به مو محشری معروف شد. بعد آخر کنسرت هام، اين روبان ها رو به عنوان يادگاری پرت می کردم به طرف جمعيت.
آيا قراره خارج از ايران کنسرت بدی؟
بله. خيلی دوست دارم کنسرت اجرا کنم.
حالا صميم از تهران پرسيده "با چه لباسی روی صحنه خوهی آمد؟ حجاب يا لباس ..."
فکر کنم با حجاب ... البته همه چی بستگی به شرايط داره.
پرسيدن که چه سبک موسيقی رو دوست داری؟
من تکنو و ترنس رو خيلی دوست دارم.
و اينکه آيا تحصيلات در زمينه موسيقی داری؟
من و برادرم دو قلو هستيم. وقتی کوچک بوديم خيلی با هم جنگ و دعوا می کرديم و من هم خيلی جيغ می زدم! به قول بابام جيغ های بنفش. بابام می گفت مگه ميشه جيغ يک نفر انقدر بلند باشه! به خاطر همين من رو فرستاد کلاس های موسيقی و آواز. سازهای مختلفی رو ياد گرفتم و کلاس آواز رفتم. حتی اپرا ياد گرفتم و اون رو علمی دنبال کردم.
مثل اينکه بابا خيلی هم در اينباره سختگيری ميکرده؟
درسته. خيلی سخت می گرفت. وقتی از سر کار به خونه می اومد، حالم رو نمی پرسيد، در عوض می پرسيد امروز چند ساعت تمرين کردی؟! اگر يک روز تمرين نمی کردم باهام حرف نميزد!
       Join Me @ MHO
نام دی جی مريم را خودتون انتخاب کرديد يا مردم. اگر مردم، شما اين نام را قبول داريد؟
وقتی سی دی اول من دزديده و پخش شد، اسم من رو نمی دونستند و هر کسی يک اسمی می گفت ... مريم رها، مريم دی جی و يا دی جی مريم.
حالا چرا "مريم"؟
نميدونم. شاد خواست خدا بوده، چون اسم "مريم" مقدسته.
پرسيدن که الان که از ايران خارج شدی، پشيمونی، خوشحالی يا اصلاً درباره تصميمی که گرفتی چه احساسی داری؟
خيلی دلم برای ايران تنگ شده .... خيلی زياد. پشيمونی هم سودی نداره، چون اين به خواست من نبوده ... من فقط می خواستم که بخونم!
مثل اينکه دو تا آلبوم آماده داری، درسته؟
بله. اسم آلبوم جديدتره "من محشرم" هست. انقدر به من گفتن "دی جی مريم" که من هم يک آهنگ خوندم که توش ميگم "من محشرم". اين آهنگ بر عکس همه آهنگ های تکنوی توی آلبوم، ريتم شش و هشت داره که جوابی هست به آهنگ معروف "تو محشری" ...
اسم آهنگ های ديگه آلبومت رو برامون ميگی؟
"مترسک"، "دزد دريايی"، "من محشرم"، "سلام"، "خليج" و "اين شوشيناک"
"اين شوشيناک" يعنی چی؟
يک اسم قديمی برای دختر شاه پريونه.
ازدواج کردي؟
نه. من ازدواج نکردم!
کدام انگيزه باعث شد تا خودکشی کنی؟
فشارهای عصبی زيادی روم بود. توی اون سنی که بودم، خيلی برام سخت بود که در زمان پيشرفتم، جلوم بسته بشه و سدی قرار بگيره که نتونم هيچ فعاليتی انجام بدم.
بازجويی هايی که شدم و اينکه مردم از من توقع داشتن و من نمی تونستم هيچ فعاليتی بکنم. نمی تونستم با آرامش زندگی بکنم. همه اينها دست به دست هم داد که يه مدت زمان کمی از زندگيم خل وضع بشم! (با خنده)
مردك ارتباط ايميلی ميتونن باهات داشته باشن؟
فعلاً نه.
اسم يکی از آهنگ هات "لحظه کبوتر" هست، جريان اسمش چيه؟
کبوتر رو از قديم در زمان آزادی نشون می دادند. مثلاً کسی اگر از زندان آزاد می شد، کبوتر رو نشون می دادند به خاطر همين ميگن "لحظه آزادی" ... "لحظه کبوتر"
شهرتت توی ايران جالبه. مثل اينکه همين شهرت باعث يک اتفاق جالب شده، برامون تعريف می کنی؟
نمايشگاه دعوت شده بودم. از در که رفتم تو، يکی از خبرنگارها من رو شناخت. از اون به بعد هر چی آدم و خبرنگار بود، دور من جمع شده بودن و عکس و مصاحبه می گرفتن.
همين طور که داشتيم توی سالن ها راه می رفتيم، يکی از شخصيت های سياسی و همراهانشون هم در حال قدم زدن بودن. من که از کنار اين شخصيت رد شدم، طرفدارها و خبرنگارهای دور اون آقا هم به من محلق شدن!
مثل اينکه توی ايران کنسرت هم دادی! من فکر می کردم اجازه هيچ کاری رو نداشتی!
کنسرت رو قبل از مخالفت با من گذاشتم. کنسرتی بود برای خيريه و به نفع ايتام. يک کنسرت ديگه ای هم بود برای انتخابات رياست جمهوری که بايد انجام می دادم.
يعنی مجبورت کرده بودن؟
يه جورايی.
چند نفر توی اين کنسرت بودن؟
تقريباً ۷۰۰۰ نفر که در رشت برگزار شد.
این کنسرت فقط برای خانم ها بود؟
بله.
هنوز هم ميخوای توی آهنگ هات از شگردهای صوتی ( افکت ) استفاده کنی؟
دوست دارم هر آلبومم يک جور باشه. مثلاً اگر توی اين آلبومی که دارم از افکت زياد استفاده کردم، ممکنه در آلبوم بعديم اصلاً از افکت استفاده نکنم. اين بستگی به سليقه خودم داره.
آيا جايی هست که بشه سی دی تو رو خريد؟
سی دی من هنوز منتشر نشده. اما به زودی مشخص ميشه.
در مصاحبه هات حرف های عجيبی می زني، مثلاً خودکشی، يا اينکه دوست ندارين مردها صدای شما رو بشنون و ... ميشه برای ما واقعيت رو توضيح بدی؟
واقعيتش اينه که من توی شرايطی هستم که متناسب با اون شرايط بايد حرف بزنم. انقدر تحت فشار هستم که خودم بعضی مواقع قاطی می کنم که چجوری دارم حرف می زنم. اميدوارم ناراحت نشين و بدونين که آدم دروغ گويی نيستم. تا اونجايی که بتونم واضح صحبت می کنم، ولی دروغ نميگم.
مشکلات شما توی خونه چی بوده و اينکه آيا با رضايت پدر و مادرم اومدی خارج از کشور؟
توی خونه مشکلی نداشتم. بله. با رضايت پدر و مادرم اومدم بيرون.
به نظر مريم خانم آيا موفقيت خودشون در خارج از کشور رو حس می کنند؟ منظورم کشورهای اروپايی و آمريکاييه ...
سختی هايی که توی ايران کشيدم با مشکلات و سختی هايی که خواننده های اينور دنيا دارن فرق می کنه. به نظر خودم فکر می کنم می تونم از عهده اين مشکلات بر بيام. نه فقط به خودم، بلکه به يک ملت قول دادم که تمام تلاشم رو بکنم که بتونم زحماتشون رو جبران کنم.
هيچ وقت فکر نمی کردم با يک کاست، يک شبه ره صد ساله برم. همه اينها لطف مردم بود. دوست دارم به دنيا بگم جوونهای توی ايران هم می تونند يک کارهايی انجام بدم و فقط اروپايی و آمريکايی ها نيستن که ميتونند پيشرفت کنند.
هنوز برای ما اين موضوع مبهمه که خيلی ها ميگن اين يواشکی خودش آهنگ هاش رو بيرون داد که معروف بشه، و حالا ميگه نه، دزديدن! آخه مگه ميشه؟
اتفاقاً سوال خوبی کردين. توی دنيا يک خواننده به دو دليل آلبوم موسيقی بيرون ميده. يکی اينکه ثروتمند بشه ، دوم اينکه مشهور بشه. من با اون کاست نه ثروت پيدا کردم و نه مشهور شدم.
مشهور شدی که !!!
اون موقع مشهور نشدم! من وقتی با شما مصاحبه کردم مشهور شدم! روی هر کاست و يا سی دی، بايد عکس خواننده، اسم اون، اسم شاعر و نوازنده و ... باشه. روی اين کاست هايی که در بازار بود هيچ اسم يا عکسی نبود! من برای اينکه از خودم دفاع کنم و بگم که اين شايعاتی که مردم ميگن صحت نداره، با شما مصاحبه کردم و اين موضوع من رو مشهور کرد.
تو يک دوران سکوت هم داشتی. يادمه حتی نميشد باهات تماس گرفت!
درسته، من حق مصاحبه با هيچ کسی رو نداشتم.
در ضمن ميخوام اينجا يک سوء تفاهمی رو حل کنی. به من گفتی اسم اون آهنگی که توش ميگی يه يه يه، "دختر شاه پريون" هست! من چند تا ايميل دريافت کردم که اگه اين اسمشه، پس چرا توی آهنگ اسمی از دختر شاه پريون برده نميشه؟
چون اسم کليپ اين آهنگ "دختر شاه پريون" بود. البته اسم اصلی اين شعر "رنگی ندارد" بود. اما مردم اون رو "يه يه يه" صدا می زدن.
وقتی به طرفدارهات امضاء ميدی، چی می نويسی؟
محشر ، کليد سل (يکی از علامتهای موسيقی) ، بالاش هم می نويسم "يه يه يه يه"
دی جی مريم، مريم دی جی، محشر، يه يه يه، خيلی ممنون که با ما بودی
 
**************************************************
**************************************************
 
 
دی جی محشر

 


يک سالی است که از دی جی مريم خبری نداشتيم. هيچ آهنگی ازش پخش نشد.

دی جی مريم اسم اصلی اش" محشره" و خودش رو "فرزند زمين" می دونه. در مورد کارهاش و سبک موسيقی اش و معروف شدنش در اکتبر 2004 باهاش گفتگو کرده بوديم.

(آرش و دی جی اليگيتور هم در ويديوی آهنگ "موسيقی زبان من است"، اسم دی جی مريم را روی تی شرت خودشون دارن.)

دی جی مريم بعد از يک سال سکوت اخيرا از ايران خارج شده. با او گفتگويی کرديم:

بهزاد بلور

 

 

چرا اين يک سال نمی شد تو رو پيدا کرد؟

من يک سال و نيمی هست که دور موسيقی مصاحبه و از اين قبيل چيزها را خط کشيدم، اجازه مصاحبه نداشتم و گوشه خانه گرفتار شده بودم. می دونم که اين را نبايد بگم ولی از شدت فشار روحی، تا به حال چند بار دست به خودکشی زدم که به لطف و کمک پزشکها نجات پيدا کردم.

 

  

آيا در اين مدت موفق شدی دنبال موسيقی هم بری و کاری را ضبط کنی؟

با زحمت و فشار زياد، آلبوم سوم خودم را جمع کردم. خيلی سخت بود و تنها عاملی که باعث شد اين کار را انجام بدهم شور و شوقی بود که از طرف مردم می گرفتم و اين پاسخی بود به انتظار اونها.

من تنها چيزی که از ايران می خواستم اجازه برگزاری کنسرت برای بانوان بود. به هرکسی که گفتم، کاری برای من انجام نداد. حتی اجازه نداشتم که در رستورانی که داشتيم حضور داشته باشم. در يک مورد دخترخانمی تعدادی از آهنگهای گوگوش را اجرا کرده بود که به من گير دادند و مدت طولانی گرفتار اين موضوع بودم.

 

 

آلبوم سومت چی شد؟

موفق نشدم اون رو از ايران خارج کنم. الان فقط دو آلبوم با خودم بيشتر ندارم.

سبک اين آلبوم چی هست؟

سبک کار آلبوم جديدم بيشتر ترنس و تکنو و ترنس متال است. اين به دليل شاد کردن جامعه ای خسته مثل ايران است ولی با اين وجود خستگی و فشار و بغض درونی من در اين آلبوم مشخص است.

الان تصميم داری که برگردی ايران؟

من تنها هدفم اينه که کار خودم را انجام بدهم. می خواهم اين امکان را داشته باشم که روی صحنه برنامه اجرا بکنم و از همه مردم به خاطر اينکه از ايران بيرون آمدم، معذرت خواهی می کنم. موقعی که از ايران خارج شدم تصميم بازگشت نگرفتم.

 

 

من در پايان فقط می خواهم يک نکته ای را بگم، برخلاف ميل باطنی من و اينکه اسم اصلی من محشر است، مردم من را دی جی مريم صدا می زنند و اينجا می گم که به احترام مردم من اين اسم را قبول می کنم و خودم را دی جی مريم فرزند زمين، پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش و خواهرم آب است.

برای تو آرزوی موفقيت می کنم و حتی منتظر برگزاری کنسرت خودت خواهيم بود و اميدوارم که در اين تعطيلاتی نوروزی روحيه ات عوض بشه

من هم ازهمه اينجا به تمامی ايرانيان در سراسر دنيا عيد نوروز را تبريک می گم.

 

 این وبلاگ قبلاْ در پرشین بلاگ هم با عنوان < مسافر شهر غمم... > آپ میشد که جزء ده وبلاگ برتر باشگاه هواداران پرشین بلاگ هم شناخته شد
+ بازم دلم نوشته:  Wed 19 Apr 2006،،، 13:43  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



هوا بوی نم گرفته                                               دوباره دلم گرفته
صدای گریه ی بارون                                         تو خیابون دم گرفته
 
با نگاهت قلبمو ازم گرفتی                      اینم بمونه
با غرورت منو دسته کم گرفتی                 اینم بمونه
گفتی که قلبتو پس می دم دیونه               اینم بمونه
گفتم این قلب تو پیشت بمونه                   اینم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتی محاله            اینم بمونه
گفتی که تو هم دلت چه خوش خیاله         اینم بمونه
 
من می گفتم شب عشق با این سیاهی  نداره ترسی برام وقتی تو ماهی
تو می گفتی آره من ماهم ولی  تو اومدی آسمونت رو اشتباهی
 
اینم بمونه  اینم بمونه
اینم بمونه
 
 Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
تقدیم به تو با قلبی شکسته
که هنوزم باسه و به عشق تو
 می تپه
 Broken Heart 
عاشق بی صدا (مسافر غروب)
 Beating Heart
 

 

+ بازم دلم نوشته:  Thu 13 Apr 2006،،، 8:32  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



                       به که گویم که تو منزلگه چشمان منی         

به که گویم تو نوازشگر دستان منی
به چه سازی بسرایم دل تنهای تو را
به که گویم که تو آهنگ دل و جان منی
گر چه پاییز نشد همدمو همسایه ی من
به که گویم که تو باران زمستان منی
همه رفتند از این شهر و دلم تنها ماند
به که گویم که تو عمریست که مهمان منی
گر چه خورشید سفر کرده ز کاشانه ی ما
به که گویم که تو عمری مه تابان منی

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد 
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت
صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم

 

 این وبلاگ قبلاْ در پرشین بلاگ هم با عنوان < مسافر شهر غمم... > آپ میشد که جزء ده وبلاگ برتر باشگاه هواداران پرشین بلاگ هم شناخته شد

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 7 Apr 2006،،، 10:51  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



تیک ... تاک ... تیک ... تاک ... زمانی که نفسها در سینه حبس می شوند . زمانی که آرزوها در دلها جاری می شود . زمانی که یکسال با تمامی خوشی ها و سختیها به فراموشی سپرده می شود . زمانی که یاد تمامی عزیزان در دل تازه می شود . زمانی که فکر عیدی وسط قرآن بچه ها را به وجد می آورد . زمانی که بوی گل سنبل فضا را معطر کرده ! زمانی که آریایی معنا پیدا می کند . زمانی که .. زمانی که ... مجری تلویزیون می گوید ؛ آغاز سال نو مبارک ! زمانی که بوی عید و سال نو تمامی خانه ها را غرق در شادی می کند . و سال نو مبارک !!


      

 باردیگر صفحه ی پلاسیده ی زمان، با عبور از ثانیه ها و دقایق و ساعتها ورق خورد و در اولین سرآغاز شب، با انفجار خورشید، تاریکی سکوت بار دیگر شکسته شد .آری باز عید آمد و باز نوروز...درخت را بیدار کن و سبزه را مژده روییدن ده که بهار آمده است...سال نو مبارک

 

سال وفال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

 
بـادت انـــدر شهـــــــریاری بــرقـــــــــــرار و بــــر دوام

 

ســــال خــرم ، فال نیکـو ،‌مــال وافــــر ،‌حـال خوش ،

 

اصل ثــابت ، نســل باقی ،‌تخت عــــالی ، بخت رام .

+ بازم دلم نوشته:  Sun 19 Mar 2006،،، 9:34  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



    Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsتقدیم به همه شما دوستان نازنین      

 

چندروزي است كه تنهابه تومي انديشم
ازخودم غافلم امابه تومي انديشم
شب كه مهتاب درايينه من مي رقصد
مي نشينم به تماشابه تومي انديشم
چيستي؟خواب وخيالي؟سفري؟خاطره اي؟كه دراين خلوت شبها به تومي انديشم
 
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons                                
 
 
 
 
+ بازم دلم نوشته:  Thu 2 Mar 2006،،، 17:20  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 
ساز دهني ام را بي حضور تو به دهانم ميگذارم
و سرخوش از عشقت نواي خاموش قلبم را مينوازم
تا شايد نسيم صدايم را به تو برساند
و باز تو را به ياد قلب سوخته ام بيندازد ....
گرچه خيلي دير است اما هنوز هم چشم به راه جاده اي هستم كه از آن به آسمانها پيوستي و هيچ كبوتري خبر از برگشتنت نياورد ................
و باز هم در كنار جاده بي حضور تو مي نوازم .................
 
 
       
 
عبور از کوچه باغهای خاطره باز دلم را فشرد اما در آن سالهای دور کوچه باغها شکل دیگری داشتند برگهای سبز و جویهای روان در خاطرم مانده اما امروز برگها روی زمین ریخته اند و کسی نیست که آنچه را جمع کند و جرم آنها فقط و فقط زردی است راستی آن بوته عقاقی که شاخه ای از آن برایت چسده بودم هنوز سبز است و منتظر است تا شاخه ای از آن بچینند اما افسوس که دیگر این کوچه ها
بی عبور شده اند ..........
و بازهم  در این کوچه ها تنها قدم می زنم تا شاید رد پایی از تو ببینم
 
  
+ بازم دلم نوشته:  Mon 27 Feb 2006،،، 15:42  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

 

سوگند به كتابهايي كه در قفسه ي كهنه ي كتابخانه ام به من نگاه مي كند

 

سوگند به آخرين برگي كه از شاخه ي درخت انجير بر زمين مي افتد

 

سوگند به واژه هايي كه كبوتر وار به سوي تو پر مي كشند

 

                             به مرغ هاي آسمان نيم نگاهي هم نمي اندازم

 

                            و جواب سلام آهوان منتظر را نمي دهم

 

                                               به شرطي كه تو در كنارم باشي .( تويي كه بايد باشي و نيستي)

                       

 

 

+ بازم دلم نوشته:  Fri 24 Feb 2006،،، 17:0  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 من به خودم رسيده ام ....
 به يك باور بيست ساله ی گنگ مبهم
 و هنوز هم خودم را پيدا نكرده ام
 و نمي دانم كه اصلا چرا هستم و چرا بايد باشم !!!
 ( بيست سال از اين اتفاق مي گذره و من هنوز هم درك نكردم كه چرا انسانها معتقدند لحظه تولد زيباترين لحظه زندگي ست !!!)
 من خودم را مي بينم كه هر روز مثل ديروز از خواب بيدار مي شود و تمام كارهاي تكراري ديروز را انجام مي دهد
 مثل يك رباط يا يك عروسك كوكي ....
 من خودم را مي بينم كه هر روز در جستجوي چيز تازه ايست و نمي داند كه آن چيست فقط مي گردد و پيدا نمي كند و باز هم مي گردد و مي گردد اما.....
 من خودم را مي بينم و دلم را كه هر روز با من قهر مي كند و هر وقت هم فرصت پيدا مي كند مدام بهانه مي گيرد و بيقراري مي كند و هنوز هم نمي دانم كه حرف حسابش چيست!!!
 من خودم را مي بينم كه گاهي احساس مي كند به آخر خط رسيده و مرگ را به هر چيز ديگري ترجيح مي دهد و گاهي آنقدر شاد است كه قلبش مثل قلب يك گنجشك مي زند و دلش مي خواهد كه زمان بايستد وحركت نكند ...
 من خودم را مي بينم ... خودم را و تمام صفات خوب و بدم را....
 و گاهي تصوير مبهمي از پيري و مرگم را مي بينم و تصويري از سنگ قبرم و قطره اشكي را كه ممكن است براي من و به خاطر من از گونه اي به زمين بچكد ....
 و حال من به يك باور بيست ساله از خودم رسيده ام
 و بعد هراسان مي شوم كه من كه هستم چه هستم و چرا بايد باشم و اصلا به كجا بايد برسم ؟؟؟
 احساس مي كنم كه خودم را گم كرده ام ....
 آه من گم شده ام در اين باور بيست ساله ام ....

          

+ بازم دلم نوشته:  Wed 22 Feb 2006،،، 12:20  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



 

همه مي پرسند « چرا شكسته دلت ؟ مثل آنكه تنهايي ؟ ...»

 چقدر هم تنها  !

 

 پاسخ يك دريا را در قطره نمي توان پيدا كرد ...

 

 و سخن هزاران سال را در لحظه نمي شود جستجو كرد ....

 

 حرفهاي ساده من چقدر در هزارتوي ذهن پيچيده مي شود ؟

 

 مگر ساده تر از اين هم مي توان صحبت كرد ؟‌!

 

 من از قله نمي آيم ...

 

 دره هم جاي من نيست ...

 

 من شهسوار عشقم و عشق همراه باد هميشه فرار مي كند...

 

 جاده ترك برداشته است از استواري من ...

 

 من كوله بار خويش را بسته ام

 

+ بازم دلم نوشته:  Wed 15 Feb 2006،،، 16:19  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



بازم سلام

راستش اول از همه میخوام ببینم که این بلاگ رو میتونید راحت باز کنید یا مثل بلاگ قبلی ( تو پرشین بلاگ) دیر باز میشه

اینو حتماً بهم بگید

دوما اینکه فکر میکنید که تو بلاگفا بودن بهتره یا تو پرشین بلاگ بودن ؟؟

منتظر نظرات شما هستم .

دوستتون دارم ، خیلی زیاد

+ بازم دلم نوشته:  Sat 4 Feb 2006،،، 1:16  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



به زودی آپ میشه

میتونید به آدرس http://SunsetPassenger.persianblog.com  سر بزنید تا مطالب اینجا آماده بشه

در ضمن نظر یادتون نرهااااااااااااااااااااااااا

باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ منتظرتونم

+ بازم دلم نوشته:  Fri 3 Feb 2006،،، 23:25  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



.::همیشه با شما میمونم::.