در دست هایت گم شدم ! یا بهتر است بگویم " گم و گور شدم ! " !
در صدایت محو شدم ! یا بهتر است بگویم : " نا پدید شدم " !
در چشم هایت خودم را دیدم ! یا بهتر است بگویم : " آسمانم را دیدم ! " !
در نگاهت محبت را دیدم ! یا بهتر است بگویم : " صداقتت را دیدم ! " !
همیشه ادم ها در یک چیزی میمانند ! گاهی در سکوت .. گاهی در بی حرفی .. گاهی در خستگی .. گاهی در بال های شکسته .. گاهی هم در عاشقی !
آواز عاشقانه ما در گلو شکست
حق باسکوت بود ،صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا....در گلو شکست
فریدون مشیری
سلام به همه دوستای گلم خصوصا عزیزانی که لطف کردن و بهمون سر زدن.این شعرو تقدیم میکنم به تمام عزیزانم که ازشون دورم![]()
![]()
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
ودلم بس تنگ است
بی خیالی سپر هر درد است
باز هم میخندیم
آنقدر میخندیم
تا غم از رو برود
سلام
من عسل همسر نویسنده این وبلاگ هستم ، همیشه در جریان امور این وبلاگ بودم و کم و بیش با همه ی شما آشنا هستم ![]()
میدونید که مدتهاست این وبلاگ به دلایل مختلف و کمبود وقت آپ نمیشه اما حالا که چند ماهی از ازدواجمون میگذره تصمیم گرفتیم دوباره و این بار باهم اینجا رو راه اندازی کنیم![]()
![]()
از این به بعد من بیشتر کار اداره وبلاگ رو به عهده دارم، امیدوارم از این به بعد تاخیری توی کارا پیش نیاد و بتونیم مثل قبل اینجا رو بگردونیم![]()
![]()
به امید دیدار همه شما تو این کلبه کوچولو![]()
![]()



