تبليغاتX
«مسافر شهر عشق...»



سلام دوستای مهربون و گلم

تو این چند وقته ( تو چند تا پست آخر) اصلاً حال و روز خوبی نداشتم و واسه همین نمیتونستم آپ کنم و کم می‌اومدم. 18 مرداد تونستم باز یه بار دیگه به مشهد مقدس برم و حرم امام رضا رو زیارت کنم ؛ رفته بودم تا ازش گله و شکایت کنم و بهش بگم چرا وقتی که تو اسفند 85 رفتم پیشش هیچکدوم از حرفامو نشنیده!!! ، اما وقتی وارد حرم شدم و تو اون همه جمعیت و شلوغی تونستم براحتی به ضریح بچسبم، گله یادم رفت و چیز خواصی نتونستم ازش بخوام و فقط برای بقیه دعا کردم و ... ؛ واسه همه‌ی شما دوستای مهربون و عزیزم (علی، یه خواهر، باران، علی خطیبی، sue، مستانه، ساره، سورنا، بید مجنون، مجید، یاسمن و مژده، ماورای عشق(جعفر)، آبجی منیژه، فرزانه، نجمه، لادن، مهشید، لیلای بی مجنون، آقا سعید، سلطان قلبها، نقطه چین، محمد، المیرا، بهناز، لیلوا، غریبه، مینا، زهرا شریف، و ...) که تو این مدت تنهام نذاشتین هم دعا کردم و از همتون واسه محبت‌هاتون ممنونم ، دیدن جعفر عزیز و علی گل هم تو مشهد خیلی واسم جالب بود و خاطره‌ی شیرینی برام رقم زد ؛ به خصوص که جعفر قراره بیاد و اینجا در خدمتش باشم. جواب کامنت‌های پست قبلی رو هم تو کامنت‌های این پست میدم؛ دوستای گلی که شرمندم کردن حتماً بخونن؛ التماس دعا دارم، یادتون نره.

مسافر غروب (خسته‌ام)  http://SunsetPassenger.Blogfa.com

+ بازم دلم نوشته:  Sat 25 Aug 2007،،، 23:25  چشم انتظار نوشته های پر مهر شما: ð€€@§ (مسافر غروب)  | 



.::همیشه با شما میمونم::.