سلام دوستای مهربون و گلم
تو این چند وقته ( تو چند تا پست آخر) اصلاً حال و روز خوبی نداشتم و واسه همین نمیتونستم آپ کنم و کم میاومدم. 18 مرداد تونستم باز یه بار دیگه به مشهد مقدس برم و حرم امام رضا رو زیارت کنم ؛ رفته بودم تا ازش گله و شکایت کنم و بهش بگم چرا وقتی که تو اسفند 85 رفتم پیشش هیچکدوم از حرفامو نشنیده!!! ، اما وقتی وارد حرم شدم و تو اون همه جمعیت و شلوغی تونستم براحتی به ضریح بچسبم، گله یادم رفت و چیز خواصی نتونستم ازش بخوام و فقط برای بقیه دعا کردم و ... ؛ واسه همهی شما دوستای مهربون و عزیزم (علی، یه خواهر، باران، علی خطیبی، sue، مستانه، ساره، سورنا، بید مجنون، مجید، یاسمن و مژده، ماورای عشق(جعفر)، آبجی منیژه، فرزانه، نجمه، لادن، مهشید، لیلای بی مجنون، آقا سعید، سلطان قلبها، نقطه چین، محمد، المیرا، بهناز، لیلوا، غریبه، مینا، زهرا شریف، و ...) که تو این مدت تنهام نذاشتین هم دعا کردم و از همتون واسه محبتهاتون ممنونم ، دیدن جعفر عزیز و علی گل هم تو مشهد خیلی واسم جالب بود و خاطرهی شیرینی برام رقم زد ؛ به خصوص که جعفر قراره بیاد و اینجا در خدمتش باشم. جواب کامنتهای پست قبلی رو هم تو کامنتهای این پست میدم؛ دوستای گلی که شرمندم کردن حتماً بخونن؛ التماس دعا دارم، یادتون نره.





